بااینحال، در برخی خیابانهای یاسوج، بهخصوص در ساعات پایانی شب، صحنههایی دیده میشود که نه با نظم شهری سازگار است و نه با مسئولیت اجتماعی. برخی رانندگان با سرعت زیاد از میان ترافیک عبور میکنند، مدام تغییر مسیر میدهند و برای چند ثانیه جلو افتادن، امنیت دیگران را به خطر میاندازند. گاهی نیز دو خودرو به دنبال یکدیگر راه میافتند و رفتاری شبیه مسابقه در خیابانهای عمومی شکل میگیرد؛ انگار نه عابری در حال عبور است، نه خانوادهای در خودروی کناری نشسته و نه یک اشتباه کوچک میتواند زندگی چند نفر را برای همیشه دگرگون کند.
یکی از بانوان یاسوجی در تماس با این پایگاه خبری، تجربهای نگران کننده را روایت کرد: «در حال عبور از خیابان بودم که خودرویی با سرعت بسیار زیاد از چند سانتیمتری من گذشت. اگر فقط یک ثانیه زودتر قدم برداشته بودم، شاید امروز زنده نبودم.»
این روایت، واقعیتی بزرگ را پیش روی ما قرار میدهد. فاصله میان یک ویراژ نمایشی و یک فاجعه، گاهی تنها چند سانتیمتر یا یک ثانیه است. رانندهای که برای نمایش مهارت، جلب توجه یا تجربه چند لحظه هیجان با سرعت بالا حرکت میکند، شاید هرگز به این فکر نکرده باشد که یک عابر پیاده، کودک، سالمند یا راننده دیگر نمیتواند رفتار ناگهانی او را پیشبینی کند. در چنین شرایطی، حتی مهارت بالای راننده نیز تضمینی برای جلوگیری از حادثه نیست؛ چراکه خیابان متغیرهای فراوانی دارد و کوچکترین اتفاق پیشبینینشده میتواند به سانحهای جبرانناپذیر منجر شود.
وقتی صدا به ابزار ایجاد ترس تبدیل میشود
بخش دیگری از این ناهنجاری، به موتورسیکلتهایی مربوط است که اگزوز آنها دستکاری شده یا بهگونهای تنظیم شده است که صدایی غیرعادی و گوشخراش تولید میکنند. عبور ناگهانی چنین موتورسیکلتهایی از خیابانها و محلههای مسکونی، بهویژه در ساعات استراحت شبانه، تنها یک مزاحمت ساده نیست؛ این رفتار میتواند کودکان، سالمندان، بیماران و افرادی را که مشکلات قلبی یا اضطرابی دارند، دچار ترس و تنش کند.
صدای غیرمتعارف وسیله نقلیه، نشانه قدرت یا مهارت نیست. آنچه از نگاه راکب ممکن است هیجانانگیز یا جلبکننده توجه به نظر برسد، برای شهروند دیگری میتواند برهمزننده آرامش، مختلکننده خواب یا عاملی برای اضطراب باشد. شهر زمانی قابلزیست است که هر شهروند بداند آزادی او تا جایی محترم است که آسایش و امنیت دیگران را مخدوش نکند.
این رفتارها را نباید به همه جوانان تعمیم داد. جوانان یاسوجی در عرصههای علمی، فرهنگی، ورزشی و اجتماعی توانمندیهای فراوانی از خود نشان دادهاند و بسیاری از آنان نیز قانونمدار و مسئولیتپذیرند. سخن بر سر گروهی محدود است که هیجان خود را به فضای عمومی منتقل کرده و خواسته یا ناخواسته، خیابان را به محل نمایش رفتارهای پرخطر تبدیل میکنند. همین گروه محدود نیز اگر بهموقع با آموزش، گفتوگو، امکانات مناسب و در صورت لزوم برخورد قانونی مواجه نشود، میتواند امنیت و آرامش جمعیت بزرگی را تحت تأثیر قرار دهد.
مسئولیت از خود ما آغاز میشود
برای حل این مسئله نمیتوان همه تقصیرها را متوجه دولت، شهرداری، پلیس یا دستگاههای فرهنگی دانست. نخستین مسئولیت بر عهده خود راننده و خانوادهای است که خودرو یا موتورسیکلت را در اختیار فرزند جوان خود قرار میدهد. پدر و مادری که کلید خودرو را به فرزندشان میسپارند، باید درباره شیوه رانندگی، رعایت سرعت مجاز، احترام به عابران و عواقب رفتارهای پرخطر نیز با او گفتوگو کنند.
خودرو وسیلهای برای رفتوآمد است، نه ابزاری برای خودنمایی یا اثبات برتری. جوانی که پشت فرمان مینشیند باید بداند در برابر جان سرنشینان، عابران و دیگر استفادهکنندگان از خیابان مسئول است. هیچ هیجانی ارزش آن را ندارد که خانوادهای عزادار شود یا جوانی، بهدلیل چند لحظه بیاحتیاطی، آینده خود و دیگران را از دست بدهد.
البته تأکید بر مسئولیت فردی به معنای کناررفتن نهادهای مسئول نیست. رفتار شهروندی در خلأ شکل نمیگیرد. هر جا آموزش مستمر، نظارت مؤثر، امکانات تفریحی سالم و اجرای بدون تبعیض قانون در کنار هم قرار گرفتهاند، رفتارهای پرخطر نیز کاهش یافتهاند. بنابراین، ساماندادن به این وضعیت نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است و نمیتوان آن را تنها با توصیه اخلاقی یا برخوردهای مقطعی برطرف کرد.
دستگاههای فرهنگی چه میکنند؟
صداوسیمای مرکز استان، شورای فرهنگ عمومی، شهرداری، آموزشوپرورش، دانشگاهها، رسانهها، پلیس راهور و دیگر دستگاههای فرهنگی و اجتماعی باید توضیح دهند برای اصلاح الگوی رانندگی در یاسوج چه برنامه مشخص و مستمری دارند. آیا تاکنون محتوایی متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر تولید شده است؟ آیا از خانوادههای آسیبدیده، کارشناسان ترافیک، روانشناسان اجتماعی، چهرههای ورزشی و جوانان قانونمدار برای انتقال پیامهای اقناعی استفاده شده است؟ آیا مصوبه، بودجه و برنامهای برای کاهش رفتارهای پرخطر ترافیکی و آلودگی صوتی وجود دارد؟
فرهنگسازی با نصب چند بنر یا پخش چند پیام تکراری محقق نمیشود. جوان امروز باید با زبان خودش مخاطب قرار گیرد. لازم است پیامدهای واقعی یک لحظه سرعت غیرمجاز، از دست دادن کنترل خودرو و ایجاد صدای آزاردهنده برای دیگران، در قالب برنامههای کوتاه، مستندهای مردمی، گفتوگوهای صریح و پویشهای اجتماعی نشان داده شود. چهرههای محبوب ورزشی، هنری و اجتماعی استان نیز میتوانند در این زمینه نقش مؤثری ایفا کنند.
در کنار اقدامات فرهنگی، دستگاه مربوطه نیز باید با حضور هدفمند در خیابانهایی که بیشترین گزارشهای مردمی درباره سرعت غیرمجاز، کورسگذاشتن و حرکات نمایشی از آنها دریافت میشود، نظارت را افزایش دهد. برخورد قانونی باید مستمر، دقیق و بدون تبعیض باشد؛ زیرا اگر راننده متخلف احساس کند رفتار پرخطر او دیده نمیشود یا هزینهای ندارد، توصیههای فرهنگی بهتنهایی بازدارندگی لازم را ایجاد نخواهد کرد.
جوانان به فضای تخلیه هیجان نیاز دارند
در عین حال، باید یک واقعیت مهم را نیز پذیرفت: بخشی از این رفتارها از نیاز طبیعی جوانان به هیجان، رقابت و دیدهشدن سرچشمه میگیرد. اگر شهر برای این نیازها مسیر قانونی و ایمن تعریف نکند، ممکن است خیابان به محل بروز آنها تبدیل شود. نمیتوان از جوان خواست به مسابقات اتومبیلرانی و موتورسواری علاقه نداشته باشد؛ اما میتوان و باید این علاقه را به فضایی استاندارد، کنترلشده و بیخطر هدایت کرد.
راهاندازی پیست مناسب اتومبیلرانی و موتورسواری در یاسوج، یک مطالبه جدی و منطقی است. شهرداری، اداره کل ورزش و جوانان، استانداری، هیئتهای ورزشی و بخش خصوصی میتوانند با همکاری یکدیگر، امکان ایجاد چنین مجموعهای را بررسی کنند. پیست استاندارد علاوه بر خارجکردن بخشی از حرکات نمایشی و رقابتهای پرخطر از خیابانها، میتواند به شناسایی استعدادها، آموزش اصول فنی رانندگی، برگزاری مسابقات رسمی و ایجاد یک ظرفیت تازه ورزشی و گردشگری برای شهر کمک کند.
البته احداث پیست، جایگزین اجرای قانون نیست. کسی نمیتواند تا زمان فراهمشدن چنین فضایی، خیابان را به پیست شخصی خود تبدیل کند. ایجاد زیرساخت مناسب، آموزش فرهنگی، مسئولیتپذیری خانوادهها و نظارت قانونی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ هرکدام از این حلقهها که حذف شود، نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد.
آرامش شهر، حق عمومی است
یاسوج بیش از گذشته شلوغ شده و تعداد خودروها و موتورسیکلتها افزایش یافته است. معابر شهر نیز در بسیاری از ساعات، ظرفیت کافی برای این حجم از تردد ندارند. در چنین وضعیتی، سرعت غیرمجاز، تغییر مسیرهای ناگهانی و مسابقهدادن در خیابان، خطری چندبرابر ایجاد میکند. شهروندی که برای عبور از خیابان احساس ترس میکند یا خانوادهای که با صدای ناگهانی موتورسیکلت از خواب میپرد، بخشی از حق طبیعی خود برای برخورداری از شهری آرام و ایمن را از دست داده است.
خیابان ملک شخصی هیچکس نیست. نه راننده یک خودروی گرانقیمت و نه راکب یک موتورسیکلت پرصدا، حق ندارد با رفتار خود امنیت روانی مردم را سلب کند. قانونمداری نیز تنها از ترس جریمه آغاز نمیشود؛ از جایی آغاز میشود که هر فرد، جان و آرامش دیگران را به اندازه جان و آرامش خود محترم بداند.
پیش از آنکه حادثهای تلخ، خانوادهای را داغدار کند و بار دیگر همه از ضرورت فرهنگسازی و نظارت سخن بگویند، باید دست به کار شد. خانوادهها گفتوگو با فرزندانشان را جدی بگیرند، دستگاههای فرهنگی از سکوت و برنامههای کماثر فاصله بگیرند، پلیس نظارت هدفمند و مستمر داشته باشد و مسئولان نیز ایجاد پیست استاندارد موتورسواری و اتومبیلرانی را از مرحله وعده و مطالعههای فرسایشی خارج کنند.
خیابانهای یاسوج محل زندگی و رفتوآمد مردماند، نه میدان خودنمایی و مسابقه. حفظ آرامش این شهر، مسئولیتی مشترک است؛ مسئولیتی که از رفتار تکتک ما آغاز میشود و با برنامهریزی و اقدام جدی مسئولان به نتیجه میرسد.



















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 3 انتشار یافته : ۰