تاریخ انتشار : پنجشنبه 5 شهریور 1405 - 22:21
کد خبر : 189170

حاشیه‌نگاری کریم بنام از سفر وزیر کار به کهگیلویه و بویراحمد

مهربانانه‌ترین دستور بازداشت دادستان، ماجرای گریه‌ی یک سرمایه‌گذار یاسوجی جلوی وزیر، تیزهوشی وزیر کار در افتتاح نکردن یک پروژه/چرا میدری فقط ۳۰ ثانیه سخنرانی کرد؟، عملکرد بد پلیس، اداره‌ کار دنا پول پذیرایی مهمانان را چکار کرد؟، آیا این کارخانه بعد از رفتن وزیر، جمع می‌شود؟ معلولی که نگذاشتند وزیر را ببیند، جوزدگی تیم حفاظت وزیر و برخورد بد با فرماندار، اعتراف تلخ موحد، چرا نماینده‌ی کهگیلویه گفت که با هر تصادف، فحش می‌خورد؟، حرف‌های تکراری امام جمعه، وقتی استاندار، مجری برنامه‌ها شد، کنایه سنگین میدری و واکنش موحد و بهرامی، زمین ۲ هکتاری تامین اجتماعی بعد از ۲۰ سال هنوز در مرحله‌ی اگر و اماست، ماجرای نرفتن وزیر به گچساران، چرا صدای موحد بالا رفت؟ استاندار دلش می‌خواهد کار کند اما تیمش ضعیف است، ماجرای شهامت و نترسی یک مدیر ارشد بانکی، حرف و حدیث‌های یک افتتاح و  وقتی وزیر کار از زیر بار یک مسئولیت جاخالی داد، بخشی از حاشیه‌های حضور نماینده دولت پزشکیان در سفری به استان کهگیلویه و بویراحمد بود.

به گزارش روشن خبر، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت چهاردهم، در سفری دو روزه وارد استان کهگیلویه و بویراحمد شد؛ سفری که حاشیه‌ها و نکاتی خارج از متن داشت.

 

احمد میدری، حوالی ساعت ۱۴ و نیم وارد فرودگاه یاسوج شد که عملا نصف زمان مفید روز از دست رفته بود و برای همین هم، برنامه‌ها، بسیار شلوغ، فشرده و تقریبا بی‌نظم برگزار شدند.

 

تعداد همراهان وزیر از مردم بیشتر بود

 

تعداد همراهان وزیر آنقدر زیاد بود که کاروانی انبوه از خودروهای اداری و شخصی او را همراهی می‌کردند؛ برنامه‌ها با سرعت زیادی مرتبا تغییر می‌کردند و حتی جای سی‌سخت و یاسوج هم در برنامه تغییر کرد و تعداد زیادی از برنامه‌ها نیز حذف شد.

 

در ورودی شهر زیبای سی‌سخت وزیر با تاخیر فراوان در مراسم استقبالی که شاید گفت خبری از حضور مردم نبود و هر چه بود همین همراهان وزیر و کارمندان و مدیران بودند، با بیان زیبا و شیوای یک دختر بچه، مورد استقبال قرار گرفت اما این برنامه هم مثل بسیاری از برنامه‌ها کاملا بدون برنامه و نظم بود.

 

عملکرد بد پلیس در سفر وزیر کار

پلیس راه، حتی اقدام به بستن مسیر نکرد و جمعیت بسیاری از افراد و کارمندانی که منتظر وزیر بودند، در وسط مسیر جاده در شیب نسبتا زیاد ورودی سی‌سخت، مانع عبور خودروها می‌شدند و گاها برخی خودرو با سرعت زیاد مجبور به ترمز می‌شدند که هر لحظه بیم یک حادثه می‌رفت؛ با کمی تدبیر از سوی پلیس می‌شد که با چند مانع یا حضور پلیس، خودروها را به سمت مقابل جاده هدایت کنند تا اینگونه وارد جمعیت نمی‌شدند!

 

عملکرد پلیس هم در حوزه راه و هم نظم و انظباط این سفر و هم هماهنگی و مدیریت فرمانداری و اداره کار که میزبان بودند، اصلا راضی کننده نبود.

 

در جلوی استانداری، هم هنگام شروع برنامه و هم در هنگام ورود مدعوین و مدیران و خبرنگاران به شورای برنامه‌ریزی، نظم حاکم نبود و تیم حراست استانداری خوب عمل نکرد و به ویژه برای ورود خبرنگاران، حرمت‌ها رعایت نمی‌شد و هر نفر باید تماس می‌گرفت و با معطلی و پیگیری، اجازه‌ی ورود پیدا می‌کرد که اصلا زیبنده نبود.

 

خودرویی که برای خبرنگاران تدارک دیدند یک ون قدیمی با سرعت لاک پشتی بود که تقریبا به هیچ برنامه‌ای به موقع نرسید و در بسیاری از مسیرها به دلیل شیب تند یا جاده‌ی خاکی، امکان تردد و حضور به موقع را نداشت.

 

برخورد تیم حفاظتی همراه وزیر، احساسی و تند بود/ ماجرای عصبانیت فرماندار

برخورد تیم اجرایی و حفاظتی وزیر با همراهان، مدیران و حتی خبرنگاران بسیار تند و زننده بود و به نظر می‌رسد جوزده و احساساتی بودند تا جایی که در یکی از مراسمات حتی با شکل بسیار بدی با یکی از فرمانداران برخورد کرد و آن فرماندار هم گلی که در دستش بود را با عصبانیت به خودرو کوبید و از صحنه خارج شد.

 

بیخود می‌کنید که خبرنگارید

 

در دهدشت نیز، یکی از همراهان وزیر که به نظر می‌رسید سرتیم حفاظتی اوست، با یک خبرنگار برخورد زننده‌ای کرد و گوشی او را به زور از او گرفت و گفت که بیخود می‌کنید که خبرنگارید؛ این محافظ گفت که اینجا شهر هرت است و هرکاری بخواهم می‌کنم؛ سکوت وزیر و استاندار هم در این صحنه، به نوعی حمایت از این رفتارها بود.

فارغ از اینکه حق با کدام بود، انتظار می‌رود همراهان وزیر، سعه صدر و درایت داشته باشند و تنش‌آفرینی نکنند.

در یاسوج هم همین فرد با یک خبرنگار دیگر درگیر شد و همدیگر را هل دادند و بعد از آن با وساطت مدیران دیگر، روی همدیگر را بوسیدند اما این خبرنگار از مدیرکل حوزه‌ی ریاست وزیر کار خواست که چنین فردی را عزل کند چرا که او را بدنام می‌کند.

 

تیزهوشی وزیر کار در افتتاح نکردن یک پروژه/چرا میدری فقط ۳۰ ثانیه سخنرانی کرد؟

در حالی که تعدادی از برنامه‌ها و افتتاحیه‌ها حذف شده بودند، وزیر کار را برای افتتاح مجتمع ورزشی کارگران سی‌سخت به آنجا بردند و تدارک یک برنامه افتتاحیه را هم دادند اما وزیر کار با تیزهوشی، متوجه تکمیل نبودن این پروژه شد و وقتی بالای صحنه رفت و خواست سخنرانی کند فقط در حد ۳۰ ثانیه گفت که این پروژه تکمیل نیست و با امید خدا با تامین منابع اعتباری آن، در دهه فجر آن را افتتاح می‌کنیم؛ او گفت ببخشید که حرف دیگری ندارم و نمی‌خواهم اینجا صحبتی کنم؛ او پروژه را افتتاح نکرد و حتی صحبت هم نکرد و به دیگران از جمله محمد بهرامی، نماینده مردم دعوت کرد که اگر آنها حرفی دارند بیایند بالا و بزنند.

 

استاندار مجری برنامه‌‌های افتتاحیه‌ها شد

جالب اینجا بود که در مراسم افتتاح این پروژه، استاندار کهگیلویه و بویراحمد که گویا عجله داشت برای افتتاح آن به محض رسیدن به محل پروژه پشت تریبون قرار گرفت و مجری‌گری را به عهده گرفت و از وزیر برای سخنرانی دعوت کرد و ادامه ی ماجرایی که توضیح داده شد.

 

کنایه‌ی معاون فرماندار دنا

در پایان این مراسم نصفه و نیمه، معاون فرماندار دنا وقتی حاضران در حال ترک پروژه بودند، پشت تریبون رفت و گفت که آقای وزیر به شهرستانی که استاندار و فرماندارش خودشان مجری برنامه هستند، خوش آمدید؛ او با کنایه می‌خواست مظلومیت این شهرستان را گوشزد کند اما اینکه موفق بود یا نه، معلوم نیست و بعد از حرف او، همهمه‌ای در جمعیت شکل گرفت.

 

معلولی که نگذاشتند وزیر را ببیند

وزیر کار متولی حوزه معلولان است و بهزیستی زیرمجموعه وزارت کار است، اما در جریان این سفر، چند معلول هر چقدر تلاش کردند نتوانستند به وزیر کار نزدیک شوند و حرفشان را بزنند و باز هم با دخالت نابجای تیم همراه وزیر حداقل تا آخرین لحظه که خبرنگار ما پیگیری کرد، مانع از دیدار چند معلول با وزیر کار شدند.

 

اداره کار دنا، پول پذیرایی را چکار کرد؟تشنگی امان همراهان وزیر را برید

 

نکته‌ی دیگری که بی‌نظمی دست‌اندرکاران این سفر به ویژه اداره کار دنا را نمایان می‌کرد، عدم پذیرایی از همراهان وزیر و خبرنگاران و مهمانان بود تا جایی که در دمای بالای ظهر در این مسیر تابستانی حتی یک آب معدنی هم تدارک ندیدند و به ویژه در ابتدای سفر تشنگی امان مهمانان و خبرنگاران را بریده بود؛ شاید هم دست‌اندرکاران این سفر پر کردن خودروی وزیر از انواع نوشیدنی را کافی می‌دانستند.

این در حالیست که گویا اعتباراتی برای پذیرایی از مهمانان در پروژه مجتمع ورزشی کارگران سی‌سخت و دیگر پروژه‌ها در اختیار اداره کار دنا فرار گرفته بود و باید معلوم شود حالا که پذیرایی انجام نشده و حتی یک آب معدنی هم به همراهان وزیر و جمعیت مهمان داده نشد، این پول‌ها کجا رفت و چگونه فاکتورسازی می‌کنند!

 

شروع عملیات اجرایی تعریض و ایمن سازی جاده سی‌سخت به زادگاه استاندار/ آیا پایان مرگ انسان‌های بی‌گناه در این مسیر نزدیک است؟

 

وزیر کار و رفاه در این سفر کاملا خسته و کم‌حرف بود و در بسیاری از صحنه‌ها و گفت‌وگوها به یک نقطه‌ی خاص خیره می‌شد.

 

شروع عملیات ایمن‌سازی و تعریض جاده‌ی سی‌سخت به پادنا در زادگاه استاندار کهگیلویه و بویراحمد از سوی راهداری یکی از امیدوارکننده‌ترین برنامه‌های این سفر بود که گویا اعتبار هم دارد و راهداری با مدیریت خوب حمیدرضا پیمان‌جو، مدیر جوان و پرتجربه‌ی خود این پروژه‌ی پرتردد که مردم بسیاری را هم به گام مرگ کشاند آن را به سرانجام خواهد رساند.

 

حرف و حدیث‌های یک افتتاح دیگر/ سرمایه‌گذاری که باید اعتماد مردم را برگرداند/ آیا این کارخانه بعد از رفتن وزیر، جمع می‌شود؟

بعد از آن وزیر کار به سمت یاسوج برگشت و پروژه‌ای را در شهرک صنعتی یاسوج افتتاح کرد؛ پروژه‌ای که دقیقا در محل پروژه‌ی دیگری افتتاح می‌شد که حدود ۱۵ سال پیش با یک هیاهوی تبلیغاتی از بهره‌برداری از خط تولید موتورسیکلت حرف می‌زدند ولی بعد از دریافت تسهیلات و مدتی فعالیت به یکباره جمع شد؛ گفته می‌شود که همین سرمایه‌گذار که تولید موتورسیکلت را به سرانجام نرساند، اکنون می‌خواهد کارخانه‌ی تولید خمیر کاغذ را در همان محل به سرانجام برساند؛ کارخانه‌ای که در حضور وزیر، روشن شد و کار هم کرد اما مردم نگرانند که مبادا به سرنوشت کارخانه قبلی این سرمایه‌گذار، دچار شود.

سرمایه‌گذار کارخانه تولید خمیر کاغذ کاملا جدی و پای کار است

این پچ‌پچ‌ها در حالی است که یکی از مقامات ارشد استان با اشاره به سوابق سرمایه‌گذاری‌های آقای غفاری در اصفهان، گفت که تولید خمیر کاغذ در فاز اول یکی از نیازهای مهم کشور است که اکنون وار می‌شود و این سرمایه‌گذار از عهده‌ی آن برمی‌آید؛ او گفت که خط تولید موتورسیکلت تا چند سال فعال بود اما به دلیل نوسانات بازار، تعطیل شد و اکنون این کارخانه از سوی همان سرمایه‌گذار به بهره‌برداری رسید و برای فاز دوم آن یعنی تولید دستمال‌کاغذی و لیوان یکبار مصرف کاغذی برنامه جدی دارد.

صحبت‌های توصیفی استاندار، بهرامی و موحد جلوی وزیر

پایان بخش برنامه‌های نیم‌روزی آقای وزیر، حضور در شورای برنامه‌ریزی استان کهگیلویه و بویراحمد بود جایی که سه «متکلم‌وحده» داشت؛ استاندار، بهرامی و موحد اما هر سه نفر بیشتر از آنچه مصداقی و پروژه محور از وزیر و نماینده دولت، قول و دستوری بگیرند، بیشتر با «توصیف و باید و نباید و امیدوارم و ان‌شاءالله»، صحبت کردند و همین هم موجب شد تا وزیر به راحتی بتواند از زیر بار وعده‌ی مستقیم و تعهد واضح، فرار کند و عمدتا، کلی صحبت کند.

وزیر کار از مسئولیت زمین ۲ هکتاری تامین اجتماعی در وسط شهر یاسوج شانه خالی کرد؛ باز هم اما و اگر!

مثلا در یک مورد، زمین ۲ هکتاری تامین اجتماعی در وسط شهر که ۲۰ سال است بلاتکلیف است و یک گودبرداری عمیق و خطرناک در وسط شهر درست کردند و رها کردند، یکی از مطالبات مهم مردم است اما چون طرح مشخص یا پیگیری مصرانه نبود، وزیر نهایتا گفت که اگر برای این زمین و موارد مشابه شما طرح اقتصادی و مولدسازی داشته باشید ما آماده همکاری به نفع قشر کارگر و بازنشسته و معلول که جامعه‌ای هدف ما هستند، هستیم!یعنی بعد از ۲۰ سال، باز هم اگر و اما!

اگر من جای استاندار بودم…

اگر من جای استاندار بودم همه حرف‌ها و سخنرانی‌ها را کنار می گذاشتم و همین یک‌کار را به سرانجام می‌رساندم؛ بالاخره اگر هر سفری یک دستاورد برای این مردم می‌داشت الان استان ما گلستان بود!
باید از قبل استاندار و تیم او در تامین اجتماعی و معاون اقتصادی او، طرح توجیهی و تفاهم‌نامه‌ای آماده می‌کردند تا وزیر همان‌جا به مدیران شستا و هلدینگ‌های زیرمجموعه دستور می‌داد این تفاهم‌نامه را امضا و عملیات اجرایی این زمین وسط شهر شروع می‌شد نه اینکه باز هم اگر و اما….

 

استاندار دلش می‌خواهد کار کند اما تیمش ضعیف است

البته نباید از تلاش‌های آقای استاندار غافل شویم او واقعا دلش می‌خواهد کار کند اما به نظر می‌رسد دست تنهاست و در برخی زمینه‌ها، تیم اجرایی و تصمیم‌ساز او ضعیف عمل می‌کنند.

وقتی صدای موحد بلند می‌شود

وقتی نوبت به سید محمد موحد رسید، او صدایش را بالا برد و با حرارت بالا و فریاد حرف می‌زد اما سر و ته حرف‌هایش باز هم توصیفی و غیرمصداقی بودند؛ او آنقدر بلند حرف زد تا جایی که صدای سیستم صوتی سالن را کم کردند.

 

آیا دولت نمی‌تواند در کهگیلویه یک کارخانه احداث کند؟

 

نماینده‌ی مردم کهگیلویه البته این بار شفاف‌تر به یک درد بزرگ مردم مظلوم کهگیلویه‌ی بزرگ اشاره کرد و گفت که بیکاری در شهرستان من زیاد است و سوالم این است آیا دولتی که من برای رأی اعتماد به وزاریش، تمام‌قد حمایت کردم، قادر نیست یک‌کارخانه‌ای یک اقدامی انجام دهد که موجب اشتغال‌زایی در حوزه‌ی انتخابیه ی من شود؟

ماجرای اعتراف موحد و فحش‌هایی که می‌خورد

موحد به موضوع گوجه‌چینی مردم دیارش در بهبهان هم اشاره کرد و گفت که این نمایی از وضعیت اشتغال و بیکاری شهرستان من است در کنارش هم جاده‌های ناایمنی که با هر تصادفی که در این جاده‌ها می‌شود من باید فحش بخورم و شاهد حملات بی‌امان مردم و رسانه‌ها باشم پس از دولت انتظار دارم فکری به حال این شهرستان‌های کهگیلویه، چرام، لنده و بهمیی هم داشته باشد.

 

حرف‌های آیت‌الله حسینی هم تکراری بودند؛ وقتی نه قرار است حرف‌های مقامات استانی تغییر چند نه مشکلات مردم حل شوند 

حتی آیت‌الله حسینی، نماینده‌ی ولی‌فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد هم حرف‌هایش تکرار همه‌ی حرف‌هایی بود که جلوی مقامات کشوری می‌زند به طوری که گویا نه این مشکلات قرار است حل شود و نه حرف‌های مقامات ارشد استان در جلوی مقامات کشوری، قرار است عوض شود.

 

انتقاد چندباره نماینده‌ی ولی‌فقیه از وضعیت فرودگاه یاسوج

آیت‌الله حسینی بار دیگر وضعیت فرودگاه یاسوج را زیر سوال برد و باز هم گفت که این فرودگاه با این تعداد پرواز و این تعداد مقصدهای پرواز، نقشی در توسعه این دیار ندارد و باید فکری شود؛ اظهاراتی که حداقل سه سال است جلوی همه مقامات کشوری گفته می‌شود و هیچ چیز تغییری نمی‌کند.

عطش برخی مدیران برای دادن گزارش عملکرد جلوی مقامات کشوری؛ فکر می‌کنید وزرا حوصله شنیدن هر حرفی را دارند؟ تیزهوش و با درایت باشید

نکته‌ای که حائز اهمیت است یک رویکرد غلط در بین مسیولان استان کهگیلویه و بویراحمد نه در این دولت بلکه همیشه وجود دارد و آن این است که در این نشست و بسیاری از سفرهای مقامات عالی دولت، یک حرص و طمع برای حرف زدن و آن هم گزارش عملکرد دادن است؛ فهم آن خیلی ساده است که نه تنها وزیر کار که خسته و کم‌حرف است بلکه بسیاری از وزرا و مقامات کشوری حوصله‌ی شنیدن گزارش عملکرد فلان مدیرکل فلان اداره را ندارد و گفتن این حرف‌‌ها و گزارش عملکردها فقط وقت مردم را تلف کردن است باید تغییر کنیم و در این سفرها، با تمرکز بر چند کار مصداقی مشخص، به دنبال استفاده از فرصت حضور وزیر در استان باشیم؛ یک کار را در این سفر انجام می‌دادیم بهتر از نشست شورای برنامه‌ریزی است که صدها کار و طرح و برنامه و آرزو گفته شود و وزیر هم آنچنان خسته شود که فقط منتظر باشد این جلسات تمام شود!

واکنش وزیر به طرح خواسته‌های متنوع و زیاد مدیران کهگیلویه و بویراحمدی از او؛ یعنی وظایف وزارت کار و تعاون را نمی‌دانید؟

طرح برخی خواسته‌های از وزیر کار موجب شد او بگوید که شما باید بدانید که هر وزارتخانه چه وظیفه‌ای دارد، کار ما کارخانه‌سازی و پتروشیمی ساختن نیست کار ما حمایت از سرمایه‌گذاری و بنگاه‌های تولیدی است!

واکنش تلویحی بهرامی به یک اظهارنظر وزیر کار

این اطهار نظر با واکنش تلویحی بهرامی مواجه شد؛ نماینده مردم بویراحمد گفت که شما اینجا نماینده دولت هستید نه صرفا وزیر کار و لذا همه مطالبات را باید دریافت و به رییس‌جمهور و هیئت دولت منتقل کنید.

 

واکنش موحد به صحبت‌های وزیر کار

موحد نیز تلویحی و در واکنش به این دیدگاه وزیر گفت که بسیاری از هلدینگ‌های مهم کشور زیرمجموعه‌ای شما هستند و این‌ها می‌توانند در استان ما هم سرمایه‌گذاری کنند.

در طول سفر و مشاهده‌ی برخی پروژه‌ها در جاده‌ها، خبرنگاران به فعال بودن اداره‌کل راهداری اذعان کردند و گفتند که تقریبا هر نقطه‌ای ردپای فعالیت و خدمات این اداره‌کل هست.

در روز دوم سفر اما شرایط متفاوت‌تر بود و یکی از کارخانه‌های خوب جنوب کشور در حوزه ی تولید قیر و ایزوگام در شهرک صنعتی سپیدار افتتاح شد.

 

ماجرای گریه‌ی سرمایه‌گذار جلوی وزیر

 

آقای بازیار، سرمایه‌گذار توانمند این کارخانه‌ی بزرگ، در جلوی وزیر با یک بغض دوست‌داشتنی که نهایتا هم شکست و گریه‌اش گرفت، از یک آگهی حرف زد که در رسانه‌ها منتشر کرد و بیش از ۶۰۰ نفر متقاضی کار شدند که برخی از آنها با حقوق ۸ میلیونی درخواست کار دادند؛ بازیار گفت که آقای وزیر من سرمایه‌ای را اینجا ریختم و برای خودم چیزی نمی‌خواهم اما کمک کن بتوانم توسعه دهم و قولی که به مردم دادم را عملی کنم و این افراد را مشغول به کار کنم.

 

مهربان‌ترین دستور بازداشت دادستان مرکز کهگیلویه و بویراحمد

بازیار از حمایت استاندار و بهرامی حرف زد و گفت که برخی مسیولان با تشویق و دلگرمی، برخی با تسهیلات و همکاری اداری به من کمک کردند که این کارخانه را به سرانجام برسانم اما جنس حمایت آقای دادستان متفاوت بود؛ آقای دادستان من را تهدید کرد و دستور داد که اگر کارخانه را تعطیل کنی به جرم ترک‌فعل با شما برخورد می‌کنم و اگر مدیری هم با شما همکاری نکرد به همین جرم بازداشت می‌شود، این کارخانه مورد نیاز مردم و استان است و نباید به هیچ بهانه‌ای، تعطیل شود و اینگونه شد که حمایت کردند تا کم‌ نیاورم و امروز شاهد افتتاح آن باشیم.

نترس‌ترین مدیر بانکی از نگاه یک سرمایه‌گذار

او از شهامت و اعتماد سید مجتبی حسینی، مدیر امور شعب بانک توسعه تعاون استان هم به عنوان حمایتی متفاوت حرف زد و گفت در حالی که بسیاری از مدیران بانکی، سرمایه‌گذاران را تا می‌توانند می‌دوانند اما این مرد بعد از چند بازدید با اعتماد کامل و کمترین سخت‌گیری ممکن، ۲۵ میلیارد تومان به حساب کارخانه واریز کرد و من اگر هم می‌خواستم باز هم نمی‌توانستم اعتماد این مرد را نادیده بگیرم و کار را تمام نکنم؛ امروز از خوشحالی این مدیر بانکی که به اعتمادش پاسخ دادم و تولید در این مجموعه شروع شده به خودم می‌بالم؛ از حمایت‌های دادستان تشکر می‌کنم و از اینکه بتوانم بخشی از متقاضیان را صاحب شغل کنم، لحظه‌شماری می‌کنم.

 

آیا تاجگردون، خودش، پشت‌پرده‌‌ی نرفتن وزیر کار به گچساران است یا واقعا از این حرکت ناراحت است؟

نرفتن وزیر کار به گچساران هم از دیگر حواشی این سفر بود و مردم منتظرند ببینند واکنش تاجگردون به این موضوع چیست آیا او خودش در پشت پرده‌ی این نرفتن بود یا واقعا از نرفتن وزیر به گچساران ناراحت است!

استاندار در پایان این سفر گفت که از امروز تمرکز من و همه مدیران باید روی تحقق، مصوبات سفر وزیر کار به کهگیلویه و بویراحمد باشد.

____________________________

حاشیه‌نگاری از کریم بنام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

متأسفانه در حال حاضر نظرسنجی فعالی در روشن‌خبر وجود ندارد.

کهگیلویه

بویراحمد

گچساران

باشت

دنا

لنده

چرام

لیکک

مارگون