در این میان استوری یک نفر متفاوت تر از بقیه بود به گونه ای برای همه دعا کرده بود و نوشته بود نایب زیاره مخاطبان هستم، شعری که در استوری اش نوشته بود زیبا و پر مفهوم بود.
(راه اگر صاف و اگر درهم است خار بیابان تو ابریشم است …) من نیز از دور سلام دادم و گوشی را کنار گذاشتم.
صبح شد و برای پوشش یک نشست آنلاین به جلسه نماینده بویراحمد و دنا رفتم، نیم ساعت از جلسه گذشت و سوالات خبرنگاران شروع شد من نیز از فرصت استفاده کردم و به سراغ فضای مجازی و چک کردن گروه های مجازی رفتم.
خبر خاصی نبود، اما در یک گروه به یک باره پیامی ارسال شد و تمام آن روز را تحت تاثیر قرار داد.
در این پیام نوشته شده بود با خبر شدیم مرد اخلاق استان حمدالله خواهش نیک دار فانی را وداع گفت با خود گفتم حتما اشتباه است شاید شباهت فامیلی است اما اسم کوچکش نیز یکی است.
خبر پیچید و بقیه اعضای جلسه نیز باخبر شدند…

خبر تلخی بود این خبر اشک همه افراد حاضر در نشست را درآورد، سید حمدالله خواهش را می توان به راستی مرد اخلاق و ادب نامید چرا که هیچگاه به یاد ندارم با او تماس گرفته باشم و پاسخ نداده باشد.
سال ۱۳۹۷ گفت و گوی کوتاهی با وی داشتم که بخشی از آن را در زیر می خوانید.
سید حمدالله خواهش نیک متولد ۵ شهریور ماه سال ۱۳۵۰ در منطقه سادات امامزاده علی هستم، سه فرزند به نام های سید علی، سید عرفان و سید احسان دارم و سال ۷۹ ازدواج کردم؛از کودکی به خبرنگاری و مقاله نویسی علاقه داشتم و در دوره راهنمایی و دبیرستان و تربیت معلم کارهای هنری و مسابقات شرکت می کردم، دوران ابتدایی در سادات امامزاده علی و سرفاریاب و راهنمایی در سرفاریاب و همچنین متوسطه را در دبیرستان شهید بهشتی دهدشت در رشته ریاضی و فیزیک گذراندم.
پس از آن وارد تربیت معلم شیراز شدم و به عنوان دبیر در مناطق چاروسا، دهدشت و حومه یاسوج خدمت کردم از تربیت معلم در سال ۷۰ با استاد روحی در خبر جنوب شیراز، تجربه خبرنگاری را پیدا کردم و پس از آن حدود سال ۷۷ با نشریه زاگرس در استان و سال ۷۹ و ۸۰ خبرگزاری ایرنا کار کردم و پس از آن وارد صدا و سیما شدم.
اولین بار که خودم را در تلوزیون دیدم سال ۸۰ بود و خوشحال شدم چون که به داشتن این شغل علاقه وافری داشتم .

از سختی های کار خبرنگاری بگویید؟
کار خبرنگاری سختی های خاص خود را دارد هم در بخش فعالیت حرفه ای و مشکلات و سختی حین کار و گاهی برای تهیه یک خبر و رسیدن به واقعیت مراحل مهمی را باید بگذرانیم و مواظب باشی که تحریف صورت نگیرد و در این میان حفظ حرمت ها خیلی مهم است.
در این کار از جان مایه گذاشتم و حس می کنم با آنکه معلم بودم توانستم موفق شوم و لذت کار زمانی است که گزارش یا خبری مشکلی از حتی یک فرد بازکو کنید و من بارها تجربه کردم و حس خوب و ماندگار همین خاطره هاست.
شیرین ترین خاطره من رساندن دست نوشته یک شهید پس از ۱۸ سال به پدر و مادرش و یا گزارش ” ۴ روز تاخیر ۲۸ سال انتظار ” که باعث شد یک کشاورز در روستای خان احمد گچساران خودروی ثبت نامی را بعد از ۲۸ سال دریافت کند.
تلخ ترین خاطراتم از گزارش هایی که منتشر کردم تصادف اتوبوس در محور یاسوج بابا میدان بود که بیش از ۲۲ نفر فوت کردند و شاهد مرگ برخی از آنها بودم.
اینها بخشی از مصاحبه با حمدالله خواهش نیک است.

حمدالله خواهش هم زندگی زیبایی داشت و هم مرگ زیبایی برایش رقم خورد، وی که برای مجری گری یک برنامه به مشهد مقدس رفته بود دچار حمله قلبی و سرانجام ایست قلبی شد و چشم از جهان فرو بست.
پیکر این خبرنگار فقید را به حرم مطهر رضوی بردند و اخرین زیارت را انجام داد، مهربانی و اخلاق مداری این معلم و خبرنگار را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد.
و حال امروز پنجشنبه ۱۶آذر ماه دومین سالگرد این خبرنگار فقید در روستای بازرنگ یاسوج برگزار خواهد شد.



















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰