به گزارش روشن خبر، در حرف و شعار میگویند که مردم در جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن ۳۹ روزه همه جوره پشت نظام و میهن ماندند و در حالی که اسراییل دل به آشوبهای خیابانی بسته بود، مردم، دلشان خون بود اما شدیدترین فشارها را تحمل کردند و دم برنیاورددند تا این خاک به دست اجنبی نیفتد!
مسئولان اما در بوق و کرنا کردند که برای این مردم باید سنگ تمام بگذاریم و فردای بعد از جنگ فلان میکنیم و بهمان، اما در عمل چه شد؟
اگرچه هنوز سایهی جنگ و آثار آن بر سر این خاک و بوم هست و به نوعی هنوز در جنگیم اما وضعیت کشور آرام است، ادارات در حال کار هستند و مراکز نظامی و انتظامی و امنیتی در حال فعالیت هستند؛ مردم روزانه برای امورات خود به مراکز و نهادها مراجعه میکنند و به اصطلاح خدمت دریافت میکنند.
وعدهی مسئولان در دل جنگ را فراموش نکنیم اینکه میخواستند برای مردم سنگ تمام بگذارند و همه جوره به آنها خدمت کنند و حرمتشان کنند؛ حالا این وعده را در کنار واقعیت کف جامعه بگذارید که با این مردم چه میکنند؟
ریواس جنوب قصد دارد وضعیت خدماترسانی به مردم را در مراکز و نهادهای مختلف بررسی کند؛ این قسمت به سراغ مرکز تعویض پلاک یاسوج رفتیم.
در مرکز تعویض پلاک یاسوج، جا برای سوزن انداختن نیست؛ مردم زیادی برای تعویض پلاک مراجعه میکنند و در راهروهای این مرکز از این اتاق به آن اتاق پاسکاری میشوند و در طول انجام کارهایشان چندین بار هم باید به دفاتر پیشخوان و کافینت و پلیس بعلاوه ۱۰ و دیگر مراکز اداری و انتظامی بروند.
ابتدا افراد در نوبتهای طولانی باید به صورت اینترنتی نوبت دریافت کنند و بعد از پرداخت یک هزینه تازه کارشان شروع میشود.
اگر خودروی افراد توسط مالک قبلی توقیف شده باشد و خودرو در پارکینگ باشد که دردسر دوچندان است، پول جرثقیل و هزینهی ورود به پارکینگ و هزینه چند روز حضور خودرو در پارکینگ و نهایتا هزینهی وحشتناک خروج از پارکینگ، همهی اینها از گردهی مردم کشیده میشود و جالب این جاست که این همه پول بیصاحب را به پارکینگی میدهند که فاقد امکانات اولیه هم برای نگهداری خودروست.
در پارکینگ شرفاباد یاسوج که اگر خودرویی چند روز آنجا ماند بهتر است اسقاطی شود؛ پارکینگی کاملا خاکی و پر از شیشه و آشغال و بدون سایبان؛ خودروها به نوعی روی هم سوارند و بینظم در آفتاب سوزان تابستان پارک هستند و هیچ نگهداری از آنها نمیشود، زیر لاستیک خودروها و در کل محوطه چیزی جز شیشه و زباله و سگهای ولگرد چیزی نمیبینیم.
یک پیرمرد از کار افتاده مسئول باز و بسته کردن درب است که اگر چه او از همه مهربانتر است اما نایی برای حرکت کردن هم ندارد و با بقیهی پرسنل پارکینگ که نمیشود حرف زد.
تازه نوبت به اصالت خودرو میرسد؛ چه خودروهایی که حضوری در مراکز تعویض پلاک هستند و چه آنهایی که در پارکینگ هستند؛ نوبت بازدید از خودرو را که میزنیم و پولش را میدهیم، تازه سرهنگ با بداخلاقی تمام میگوید برو و ببین شمارهی موتور، کجای موتور خودرو حک است آن را با بنزین و روغن ترمز شستشو کن، تمیز کن، از آن عکس بگیر و برایم بیاور، ماجرا تازه شروع میشود.
در قسمت پارکینگ، مردهای کهنسال و با آبرو تا جوانان ۱۸ سال و نوجوان در آن گرمای سوزان و زیر آفتاب، عرقریزان هر کدام زیر شکم این خودروها به دنبال شماره سریال موتور هستند، این میگوید اینجای موتور است آن میگوید آنجاست و این است حرمت مردم!.
وقتی به سرهنگ میگویی کار من نیست من از کجا میدانم شماره کجا حک شده میگوید به من چه، برو و تعمیرکار بیاور! در بسیاری از موارد، شماره موتور در نقطهای از موتور حک شده که باید تعمیرکار بیاوری و پیچها و قطعات زیادی را پیاده کند؛ در روزی که به سراغ مراکز تعویض پلاک رفتم با چندین نفر که چنین مشکلی داشتند و حداقل باید یک میلیون هم به تعمیرکار بدهند، مواجه شدم.
به هر قیمتی و با صرف هر زمانی، بالاخره عکسی از شمارهی موتور و شاسی و اتاق خودرو میگیریم و به سرهنگ تحویل میدهیم و تازه اولین مهر پای برگه پذیرش میخورد؛ دوباره میگویند برو و پلاکها را از خودرو جدا کن و بیاور؛ یعنی باید دوباره به پارکینگ برگردد!
اربابرجوعی که نه آچار دارد و نه امکانات باید با دست یا به هر شیوهای، این پلاکها را بکند و به مرکز تعویض پلاک تحویل دهد و در همهی این مدت بین مرکز تعویض و پارکینگ در رفتوآمد است و هزینههای سنگین اسنپ را هم به هزینهها اضافه کنیم؛ اربابرجوعی در این مرحله فکر میکند کارش نزدیک به پایان است نمیداند که تقریبا هنوز، در ابتدای کار است.
ارباب رجوع را میفرستند برای تسویهی بدهیهای کمرشکن خودرو؛ آن هم در بیرون از مرکز و در دفاتر پیشخوان!
هزینهی عوارض شهرداریها که مبلغ هنگفتی است و در چند مورد که با مردم صحبت کردم، بسته به نوع خودرو و شهر محل تردد، مبالغی بین سه میلیون تا هفت میلیون تومان واریز میشود و اگر بدهی چند سال را هم نداده باشیم، رقم بسیار زیاد میشود.
بعد سراغ عوارض آزادراهی، مالیات و دیگر هزینهها میروند که اینها هم دستکم برای کمترین حالت و فقط برای یک سال بین دو تا ۶ میلیون تومان میشود و اگر اهل تردد در آزادراهها باشید که باید دستتان را تا ته در جیب کنی!
به مرکز تعویض پلاک برمیگردی و اینبار میگویند برای پرداخت خلافی باید به کافینت بروید، میگوییم چرا نگفتید این را هم همان پیشخوان انجام دهد میگویند هر جایی کاری را باید انجام داد؛ مبلغ خلافی که البته یک هزینهی معمول و قابل پذیرش است. بسته به تخلفات رانندگی پرداخت میشود و روی این حرفی نیست اما هم باید پول داد هم باید دوندگی کرد و پاسکاری شد!
بعد از پرداخت عوارض شهرداری، عوارض آزادراهی، مالیات، خلافی، تازه میگویند هزینهی آلایندگی را هم باید پرداخت کنید!
پولها را میدهیم و دلمان خوش است که دیگر کارمان تمام شده است؛ پول هنگفتی دادیم اما حداقل، پلاک خودرو تعویض شده و کارمان انجام شده اما نمیدانیم که هنوز به نیمهی راه در تعویض پلاک هم نرسیدیم!
میگویند به باجهی استعلامات بروید؛ استعلاماتی که تا چند لحظه قبل از عوارض شهرداری و دهیاری و مالیات و خلافی و آزادراه و همه را دادیم دوباره پولی میدهیم تا استعلام بگیرند و تا اینجا میگویند پول دیگری هم برای رفع شکایت مالک قبلی برای تعویض پلاک دهید و باز هم میدهیم تا به پنجرهی بعدی برسیم.
آنجا میگویند پلاک را تحویل انبار دهید و رسید تحویل دهید و در این مرحله هم برای تعویض پلاک باید پولی پرداخت کرد گویا همهی پولهای قبلی برای تعویض پلاک نبودند!
به هر پنجره و اتاقی که در مرکز تعویض پلاک میرسیم میگویند کارت بانکی را بده، برخی پرسنل هم مهربانند و با خنده میگویند اصل کار همان کارت بانکی است نپرس چقدر و چرا، فقط کارت را بده! با یک خندهی تلخ، ارباب رجوع اینجا هم بعد از آن همه هزینههای کلانی که پرداخت کرده باز هم کارت بانکی میدهد و قبل از رسیدن به پنجرهی صدور برگ سبز ماشین، حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار تومان از کارت کم میشود و اینجا هم میگویند برای تعویض پلاک است!
در این مرحله شما را به پنجرهی انبار پلاک میفرستند تا پلاک جدید آماده شود و اینجا هم باید ساعتها در انتظار ماند.
اگر خودرویت توسط پلیس توقیف شده باشد، دردسرها بیشتر است و در این مرحله تازه باید بروی و از مرکز اصلی توقیف خودرو که هر نهاد انتظامی بوده نامه بیاوری و آنجا هم باید کلی کار اداری و پلیسی انجام دهی تا ترخیص خودرو به قول خودشان الکترونیکی تیک بخورد؛ برخی افراد خودروی آنها توسط پاسگاههای مناطق دورتر توقیف شده و باید به آنجا میرفتند و دردسرهای رفت و آمد و خطرات و جادهها را به جان بخرند.
هنوز هم کار تمام نشده و تازه شما را مجدد به دفتر پلیس بعلاوه ۱۰ میفرستند تا به اصطلاح خودرو را از پارکینگ ترخیص کنند و اینجا هم هزینههای مجدد برای ترخیص و چندتا کاغذبازی و کپی و استعلامات تکراری خلافی و بیمه و…… میگیرند گویی همهی این هزینههایی که تا الان دادی، برای ترخیص خودرو نبود.
بسیاری از هزینهها در پلیس بعلاوه ۱۰ تکرار میشود، از هزینهی استعلام تا هزینه دستمزد دفتر و باز هم هزینه ترخیص خودرو!
جالب است که شعار دولت الکترونیک را هم میدهیم! این همه وقت، این همه انرژی، این همه کاغذبازی و مهر و امضا و درخواست و نامه باز هم اربابرجوعی را به دفاتر پیشخوان و پلیس بعلاوه ۱۰ و کافینت و … میفرستند تا مردم هم چوب کاغذبازی را بخورند هم چوب الکترونیکبازی را بخورند و هم جیبشان خالی شود.
همهی اینها در شرایطی است که برق قطع نشود، سامانه قطع نشود و کارمند فلان واحد در محل کارش باشد!
در بهترین حالت یک تعویض پلاک خودرو، با احتساب معاینه فنی و تسویه همه هزینهها در این دفتر و آن دفتر، سه روز تا یک هفته آن هم با پرداخت هزینههای کمرشکن، زمان میبرد اما در این مدت که خدماترسانی در مراکز تعویض پلاک را بررسی میکردم به مواردی برخورد کردم که کارت ملی و شناسنامه نداشتند یا قدیمی بود و آنها را به ثبت احوال فرستادند برای تاییدیه و احراز هویت و آنها هم داستان خاص خود را داشتند.
گویا این یک رویه است و ثبت احوال هم اربابرجوعها را به دفاتر پیشخوان میفرستد و برای تاییدیه مشخصات آنها و المثنی، بین ۷۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای یک تاییدیه از آنها پول میگرفتند!
بعد از این مراحل، اربابرجوع را به پارکینگ میفرستند و آنجا بلافاصله میگویند، کارت بانکی را بده؛ بسته به تعداد روزهایی که خودرو در پارکینگ بود حدودا هر شب ۷۰ هزار تومان میگیرند و تازه میگویند هزینه جرثقیل را واریز کن که آن هم حدود یک میلیون تومان برای طی کردن یک مسافت شاید ۵۰۰ متری روی آسفالت!
بعد میگویند صبر کنید تا سامانه ترخیص خودرو که در دفتر پیشخوان کارش را انجام دادی، تاییدیه را بفرستد و بعد خودرو را ترخیص میکنیم، یعنی هم کاغذ، هم دفتر پیشخوان هم سامانه هم صبر کردن برای ارسال تاییدیه، این است خدمات الکترونیک!
به متصدی پارکینگ میگویی پس آن پولی که روز اول کرفتید، چه بود، میگوید آن پول برای ثبت خودروی شما و هزینهی ورود شما به پارکینگ بود؛ جالب است که هم باید هزینهی ورود داد و هم خروج!
حالا سوالی که از فرمانده پلیس استان و مراکز بالادستی به وجود میآید این است که آیا نمیشود همهی این خدمات را یکجا و در همان مراکز تعویض پلاک خودرو انجام داد که مردمی که این همه پول باید بدهند، حداقل اینگونه پاسکاری نشوند و کرامت آنها حفظ شود؟
چه کسی پاسخگوی نارضایتی این مردمی است که قرار بود بعد از جنگ برای آنها سنگتمام بگذاریم؟ آیا مردم فقط برای تجمعات شبانه خوب هستند؟ چرا به فکر جلب رضایت مردم نیستید؟
این خدمات الکترونیکی که میگویید، کجاست؟ چرا مردم هم باید کاغذها را مهر کنند و ببرند و بیاورند هم منتظر قطع و وصل این سامانه و آن سامانه باشند؟
تکلیف مردم را روشن کنید یا خدمات کاغذی یا خدمات الکترونیکی؟
بسیاری از تشریفات زاید و کاغذبازیها هم در فرایند تعویض پلاک خودرو قابل حذف است و میشود این مردم را بیشتر از این حرمت کرد.
واقعا اگر مسئولی در هر جایگاهی برای ناراضی کردن مردم و ضربه به اعتماد اربابرجوع به نظام اسلامی، ذرهای کوتاهی کند، خیانت بزرگی است چه برسد به آنهایی که ممکن است عامدانه کارشکنی کنند!
نکتهی دیگر اگر از این دواندن مردم، کاغذبازیها، هزینههای سنگین بر گردهی مردم و… بگذریم سوال این است که این همه پول واقعا به چه حسابی میروند و خرج چه میشوند؟
روزانه چند نفر برای خدمات تعویض پلاک از معاینه فنی تا پرداخت عوارضهای متعدد، مالیاتهای متعدد، فک پلاک، رفع شکایت، خلافی خودرو، هزینههای سرسامآور پلیس +۱۰، دفاتر پیشخوان، کافینتها، جرثقیل، پارکینگ، هزینههای خود تعویض پلاک، استعلامات و هزینههای جزیی دیگر مراجعه میکنند، واقعا روزانه چقدر پول از مردم گرفته میشود؟ این درآمدها کجا میرود؟
نکتهی پایانی اینکه حالا که مردم مجبورند این پولها را بدهند، چرا همه خدمات را متمرکز نمیکنید تا همه این خدمات در مرکز تعویض پلاک و یکجا به مردم داده شود؟
ریواس جنوب در گزارش بعدی به سراغ دیگر مراکز خدماترسان به مردم خواهد رفت.
انتهای پیام/ بنام



















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰