گمشدن آموزشوپرورش در نگاه دولتها و به حاشیه رفتن مهمترین نهاد کشور
اگر کسی بخواهد ریشه مهم و اساسی مشکلات امروز جامعه را پیدا کند، لازم نیست با تحقیقات و پژوهش های میدانی و صرف هزینه های گزاف دنبال موضوع برود. کافی است با دقت کافی و دلسوزی صادقانه به جایگاهی نگاه کنیم که سالهاست در همه جای ایران، درباره اهمیتش به شکل سوزناک سخنرانی میکنیم، اما در عمل آن را به حاشیه راندهایم:
آموزش و پرورش.
با وجودی که در دولتهای مختلف، آموزشوپرورش همواره در تریبونها و منابر، «مهمترین دستگاه کشور» بوده است؛ اما در تصمیمگیریهای واقعی، بودجه ای، سیاستگذاری ، نیروی انسانی، چشم اندازهای پیش رو و تعیین اولویتها، اغلب در ردیف دستگاهی قرار گرفته که باید با کمترین امکانات، برترین و مهم ترین مأموریت را انجام دهد.
این تناقض، نه تنها یک ضعف مدیریتی آشکار، بلکه یک اشتباه راهبردی کلان است.
کشوری که میخواهد از فقر، آسیبهای اجتماعی، فساد، بیاعتمادی، بیکاری، مهاجرت نخبگان، ضعف سرمایه اجتماعی و شکافهای فرهنگی بین نسلی عبور کند، نمیتواند آموزشوپرورش را صرفاً محل استخدام چندصد هزار معلم برای برگزاری امتحان در مدرسه و صدور کارنامه تعریف نماید.
آموزشوپرورش، در تمام جهان محور و تکیه گاه تولید آینده یک کشور است.
بذری هایی که امروز در مدرسه کاشته میشوند، فردا در اقتصاد، سیاست، فرهنگ، ورزش، خانواده و جامعه برداشت خواهند شد.
وقتی مدرسه بیکیفیت باشد، جامعه هزینهاش را میپردازد.
گسترش ناامنی، افزایش زندانی، استخدام بیش از حد پلیس و … زاییده ی بی کیفیتی آموزش در مدرسه است.
دغدغه معیشتی معلم نیز در کنار آن، از عوامل آسیب زاست.
وقتی دانشآموز مهارت زندگی، تفکر انتقادی، مسئولیتپذیری و کارآفرینی و … را نیاموزد، دانشگاه و بازار کار باید هزینه شکست مدرسه را بپردازند.
اگر آموزش رسمی نتواند نسل آینده را با واقعیتهای جامعه پیوند دهد، فضای غیررسمی و شبکههای اجتماعی منتظر نخواهند ماند و این خلأ را پر خواهند کرد.
مشکل چیست؟
مشکل تنها کمبود بودجه و عدم به کارگیری نیروی انسانی توانمند نیست. مشکل، نوع نگاه حاکمیت، به آموزش و پرورش است.
یقینا تا زمانی که نگاه متمرکز و اداری حاکم بر آموزشوپرورش تغییر نکند، افزایش بودجه و استخدام نیروی کارآمد به تنهایی معجزه نخواهد کرد.
مدرسه باید از یک واحد اداریِ مجری بخشنامه، به یک نهاد زنده اجتماعی و تربیتی تبدیل شود.
معلم، دانش آموز و خانواده باید شریک واقعی آموزش باشند و در تصمیم گیری ها سهیم گردند، نه صرفاً مخاطب بخشنامه ها و دستورالعمل های اداری متمرکز باشند.
این سلسله نوشتار ادامه دارد.
سیدباقرخرمی_ شهرستان لنده
شهریور ۱۴۰۵
برچسب ها :سیدباقرخرمی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰