موقعیت ۹ فرماندار در استان کهگیلویه و بویراحمد شباهتها و تفاوتهای جالبی دارند؛ از فرماندارانی که پشت نماینده قایم شدند و با بلیط او پرواز میکنند تا فرماندارانی که تنها هستند و حسابی روی کمک نماینده باز نمیکنند، همگی بخشی از داستان پر فراز و نشیب فرمانداران در این استان هستند؛ فراز و نشیبی که از دوران طلایی فرمانداری خداداد غریبپور در یاسوج و اقتدار رضا توفیقی در کهگیلویه تا فرماندارانی که بود و نبودشان فرقی نمیکرد، از فرمانداران نظامی تا فرماندارانی که رضایت نماینده را بر رضایت مردم و خداوند ترجیح میدهند، از انتخاب فرماندار سردسیری در گرمسیر تا فرماندار دهدشتی در گچساران، بالا و پایین داشت. این تحلیل به برخی زوایای رویکردی فرمانداران فعلی این استان پرداخته است.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، استان کهگیلویه و بویراحمد دچار یک عقبماندگی تاریخی است که حتی اگر مدیران آن شبانهروز هم بدوند، باز هم به سایر استانها نمیرسد چرا که آنها چندین گام که نه، چندین کیلومتر جلوتر از این استان در حال دویدن هستند.
اگر مدیران ما اهل دویدن و تلاش شبانهروزی باشند این وضع ماست اما واقعیت آن است که مدیران ما در بسیاری از حوزهها نه تنها اهل دویدن و تلاش نیستند بلکه خواب هستند و همهچیز را رها کردند.
این خواب و بیداری مدیران در فرمانداریها و فرماندارها اهمیت دوچندانی دارد و اگر در یک شهرستان، فرماندار آن پای کار باشد، میتوان امیدوار بود.
اما واقعیت آن است عمده فرمانداران در استان کهگیلویه و بویراحمد تاکنون چیز خاصی از خودشان نشان ندادند اما همه این ضعفها به دلیل ضعف مدیریتی نیست و حداقل دو تا فرمانداران استان، مدیران توانمندی هستند.
استاندار علیرغم حرفهایی که میزند اما تاکنون آنگونه که باید به فرمانداران میدان نداده و اهمیتی به آنها نداده است.
بعد از افزایش اختیارات استانداران و موضوع تفویض اختیارات رییسجمهور به استانداران، انتظار میرفت، فرمانداران بتوانند توپ و میدان بیشتری داشته باشند و با اختیارات بیشتر در توسعه دیارشان مفید و موثری باشند اما اینگونه نشد.
حتی فرمانداران در انتصاب مدیران خود شهرستان هم کمترین نقش را دارند و مدیرانکل بدون هماهنگی با آنها اقدام میکنند و عمدتا گزینههای معرفی شده فرمانداران، مدیر نمیشوند یا هم با تاخیر فراوان و تضعیف موقعیت فرمانداران، گزینه مدیریتی آنان به نتیجه میرسند.
فرماندارانی که از سپاه هم به دولت آمدند، در بدنه اجرایی دولت همان اقتدار نظامی خود را هم از دست دادند؛ فرماندار در هر دولتی باید افراد مقتدر و قاطعی باشند تا حداقل اگر در گیرودارهای مشکلات اداری و دولت، نمیتوانند برای توسعه و آبادانی کار اجرایی موثری کنند حداقل با اقتدار و قاطعیت بتوانند امنیت یک شهرستان را حفظ کنند؛ بتوانند اختلافات را داوری کنند و به اصطلاح بتوانند مسائل را «ببُرند».
با این توضیحات به تحلیل موقعیت فرمانداران شهرستانهای نهگانه استان میپردازیم.
در گچساران و باشت داستان فرمانداران کمی متفاوتتر است و این دو فرماندار بیشتر پشت غلامرضا تاجگردون قایم میشوند و از او مایه میگذارند.
با توجه به افزایش چشمگیر اعتبارات شهرستان گچساران به دلیل پیگیریهای تاجگردون و اعتبارات آلایندگی و سهم یک سوم نفت و… باید گفت که فرماندار گچساران باید قویترین فرماندار استان باشد تا این اعتبارات جذب شود اما دقیقا برعکس است و اکنون همه دغدغه تاجگردون، این است که این اعتبارات قابل توجه، جذب نمیشود و در خطر برگشت است.
فرماندار گچساران تاکنون نشان داده که قدرت پای کار آوردن مدیرانش را ندارد و همه امیدش به تاجگردون است و معلوم نیست امید تاجگردون به کیست؟
ایوب مقیمی تاکنون پشت سر تاجگردون حرکت کرده و از او به فرماندار مجلس یاد میشود نه فرماندار دولت!
در نشست بررسی پروژههای گچساران با حضور غلام تاجگردون، ایوب مقیمی حتی یک کلام هم نزد اما بعد از آنکه تاجگردون به مدیرانکل توپ و تور زد، مقیمی هم میکروفن را روشن کرد و میخواست با قلدری و تند و تیز به یکی از مدیرانکل توپ و تشری بزند و سراغ یک پروژه را بگیرد اما با تذکر به موقع و صریح غلامرضا تاجگردون مواجه شد.
تاجگردون با تذکر به مقیمی و کنایهای معنادار گفت که متاسفانه فرمانداران من، تا خودم «تور» میشوم آنها هم پشت سر من «تور» میشوند، اگر راست میگفتید تا الان پیگیری میکردید نه الان که خودم گفتم و جلوی خودم میخواهید خودی نشان دهید و….
این حرف بسیار سنگین است و نشان میدهد برخلاف ظاهر قضیه، کار مقیمی برای موفقیت در میان سایر فرمانداران، سختتر و پیچیدهتر است؛ او باید پا به پای تاجگردون بدود، چابکتر باشد و فرمانداری مقتدرتر؛ او باید میان رضایت تاجگردون و رضایت مردم و خدا یک تعادلی ایجاد کند؛ او باید فرماندار دولت باشد و میان حرفشنوی از استاندار و حرفشنوی از نماینده مجلس باز هم تعادل ایجاد کند حتی اگر حرف تاجگردون و استاندار به هم نزدیک باشد باز هم کار فرماندار گچساران، کار راحتی نیست.
فرماندار گچساران نباید فقط به امید تاجگردون باشد و پشت سر او حرکت کند بلکه باید برای اداره شهرستان از خودش هم طرح و ایده مدیریتی داشته باشد.
داستان بهنام برارنده، فرماندار باشت هم خیلی متفاوتتر از فرماندار گچساران نیست اما فرمانداران کهگیلویهی بزرگ هم کار سخت و پیچیدهای دارند، هرچند تفاوت سختی کار فرمانداران کهگیلویه با گچساران و باشت کاملا با هم متفاوت و از دو جنس متفاوتند.
در گچساران و باشت، نماینده مردم در مجلس، یک مدیر چابک، جوان، متخصص و چهره ملی است و فعالیتهای فرمانداران زیر سایه قدرت تاجگردون محو میشود اما در شهرستان های چهارگانه کهگیلویه، فرمانداران تقریبا تنها هستند و نماینده این حوزه انتخابیه، بعد از نیمقرن حضور در صحنه سیاست و چند دهه نمایندگی مردم دیگر کاملا بیانگیزه و خسته است.
سید محمد موحد اگر چه میگویند با صغر سن و…. حتی هوس کرده دور بعد هم نامزد انتخابات مجلس شود اما او به بهانه همسو نبودن با دولت، پروژههای عامالمنفعه شهرستان را بیخیال شده به طوری که پروژههای مهم شهرستان کهگیلویه، دیگر کهنه پروژه شدند و آنقدر طولانی شدند که کسی روز شروع آنها را یادش نمیآید.
کار فرماندار کهگیلویه شاید در بین همه فرمانداران، به ویژه فرمانداران حوزه انتخابیه کهگیلویهی بزرگ سختتر از همه باشد؛ ایرج کاظمیجو اگر بخواهد به امورات کهگیلویه، سامانی بدهد باید برای انجام این کار، روی کمک سید محمد موحد، حسابی باز نکند.
سید محمد تقوی، فرماندار لنده، جوان است و پیگیر اما او همدرد کاظمیجوست و هر فرمانداری برای به نتیجه رساندن تلاشهایش به حمایت و پیگیری نماینده مردم در مجلس نیاز دارد.
داریوش پاداش، فرماندار چرام هم تحرکاتی را در این شهرستان نوپا آغاز کرده اما او هم هنوز درگیر چینش مدیریتی شهرستانش است و به جز چند مدیر، هنوز با همان تیم قبلی سر و کله میزند!
فرماندار بهمیی هم حتی نامی از او نیست و با این گیرودارهای مدیریتی بعید است او کاری از پیش ببرد!
در حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون نیز سه فرماندار در دولت چهاردهم منصوب شدند.
باغبان، فرماندار مارگون که تاکنون چیزی از او ندیدیم و حتی از جلسات معمولی او نیز خبری نیست چه برسد به جلسات پیگیری پروژهها و راهبریهای خاص یک فرماندار!
منوچهر محمدی، فرماندار بویراحمد، به عنوان مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، مسئولیت به مراتب سنگینتری دارد و خوب و بد فرماندار بویراحمد و تاثیرات خوب و بد تصمیمات او مستقیما روی زندگی نیمی از جمعیت استان که در بویراحمد مستقرند و عمدتا مهاجرند، اثر میگذارند.
منوچهر محمدی، در مکتب جهاد کشاورزی، مدیریت را یاد گرفته و انتظار میرود با روحیهی جهادی، مظلومیت بویراحمد را کمتر کند و حق آن را از اعتبارات بگیرد هر چه باشد فرماندار، مدیر ارشد اجرایی یک شهرستان است و فرماندار بویراحمد که در مرکز استان است، نباید در میان دیگر مقامات ارشد استان از استاندار تا نماینده ولیفقیه و شهردار و مدیرانکل و… که در مرکز استان مستقر هستند، به چشم نیاید و دیده نشود.
اما در میان همه فرمانداران، شاید بتوان عباس رسولی، فرماندار دنا را موفقتر از بقیه دانست چرا که او در یک شهرستان مستقل اما نزدیک به مرکز استان نه معایب دور بودن و محرومیت و پرتبودن را دارد و نه هم مثل فرماندار بویراحمد در مرکز استان و در میان مقامات ارشد به چشم نمیآید؛ نه مثل فرماندار گچساران با بلیط تاجگردون پرواز میکند و پشت او قایم میشود نه مثل فرماندار کهگیلویه، با یک نماینده کمتحرک و بیانگیزه مواجه است!
محمد بهرامی، نماینده بویراحمد و دنا حد واسطی است میان کارایی و توانمندی تاجگردون و موحد، چیزی میان این دو نه آنقدر قوی و نه اینقدر ضعیف و همین یک فرصت است برای عباس رسولی، فرماندار دنا که هم از ظرفیت بهرامی استفاده کند و امورات شهرستانش را پیگیری و اجرایی کند و هم نقش خودش در شهرستان پررنگتر شود و دیده شود.
رسولی، پرستیژ یک مدیر در کسوت فرماندار را هم دارد و او این فرصت را دارد که موفقترین فرماندار دولت چهاردهم در کهگیلویه و بویراحمد باشد و ارتقا در انتظار او باشد.
در کهگیلویه و بویراحمد داستان فرمانداران، مقاطع پر فراز و نشیبی را طی کرده است؛ از دوران پرافتخار و فراموشنشدنی فرمانداری سید ضیاالدین رضا توفیقی در کهگیلویه تا دوران طلایی فرمانداری غریبپور در بویراحمد، از انتخاب جعفر نیکبخت به عنوان یک فرماندار بویراحمدی در دهدشت تا انتخاب علیرضا اتابک به عنوان یک فرماندار دهدشتی در گچساران برای اولینبار، از حذف سازمان برنامه و بودجه تا بالا و پایین شدن اختیارات فرمانداران، از فرمانداران نظامی و سپاهی تا فرمانداران ضعیف و ناکارآمد، همگی دوران پرفراز و نشیب انتصاب فرمانداران و انتظارات از آنها را در این استان رقم زد.
باید گفت که فرمانداران در یک دهه اخیر، به حاشیه رفته بودند و از یک مدیر اجرایی و مهم به یک مقام تشریفاتی تبدیل شده بودند که حتی اختیار تغییر یک مدیر شهرستانی را هم نداشتند اما کمی ورق برگشته و با این افزایش اختیارات استانداران و به تبع آن فرمانداران، داستان کمی تغییر کرده است اما اکنون بیش از همیشه اینکه کدام فرماندار قوی باشد و کدام ضعیف، اهمیت پیدا کرده است.
در پایان باید خطاب به فرمانداران کهگیلویه و بویراحمد گفت که اگر اقتدار یک فرماندار مقتدر را ندارید، اگر توان اجرایی یک فرماندار میدانی و عملیاتی را ندارید حداقل فرماندار دولت باشید نه فرماندار مجلس و نماینده مجلس! دنبال رضایت مردم باشید نه دنبال رضایت نماینده!
روراست باشیم. تقریبا همه سایتهای استان را میبینم . ندیدم صداقت در گفتار و رفتار گردانندگان سایتها. یا وابسته به این شخصند یا آن گروه یا هم دنبال وصله برای مدیران که عایدی گیرشان بیاد. شما را تنها نمیگویم کلی عرض میکنم. واقعا نقش رسانه ای ندارید همه شماها
واقعأ فرماندار شهرستان لنده خیلی ضعیف تر بودچون برگ برنده لنده رئیس هیئت دولت سید کامل تقوی بچه لنده هست ّاین فرماندار ضعیف لنده نمیتواند ازاین امتیاز ویژه استفاده بکنه
درود بر عباس رسولی فرماندار قدر وتوانمند .بله من اورا کمتر از یکسال میشناسم .اون شجاع هست وتوانمند .وبی شک یک سر وگردن از تمام فرمانداران استان بالاتر است
فرمانداران ماکه همه فقط صندلی نشین هستندوفقط پست گرفته اندبدون کارکردن فرماندارن مادرباره وظایف فرمانداری هیچی بلدنیسندوهیچ کسی هم ازشون حساب نمیره کل کاراداره های ماشده پارتی بازی وفامیل بازی بخدا مردم دیگه ازاین همه پارتی بازی وبی مدیریتی جونشون به لب رسیده
کلا اعضای شورای شهر و فرمانداران شهرستانها و مخصوصا جایگاه فرمانداری یاسوج باید منحل بشود
چرا …چون این دو مورد هیچ ارزشی و نفعی واسه استان نداشته اند.
مخصوصا فرمانداری ، فرماندار باید خیلی قوی تر و تخصصی تر عمل بکند و باید نظارت قوی بر ادارات داشته باشد.
ولی متاسفانه میبینیم که اینطور نیست
خدا پدرت رو بیامرزه که حرف دل مردم رو زدی
مقیمی فقط رسانه پردازی می کنه درحد یک دهیار هم نیست
گچساران با داشتن دکتر تاجگردون باید فرماندار کارکشته و فنی و فرمانداری ویژه داشته باشد .نه یک معلم آموزش وپرورش
متأسفانه در حال حاضر نظرسنجی فعالی در روشنخبر وجود ندارد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 8 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۸