یادداشت به قلم یک عشایر زاده
برای صادق فاتحی ؛نقطه پیوند سنت و توسعه در جغرافیای فراموششده*
یادداشت مخاطب/ روشن خبر
در روزگاری که بسیاری از مسئولان پشت میزهای اداری محصور شدهاند مردی در استان کهگیلویه وبویراحمد، بیسر و صدا اما با قامتی استوار و نگاهی بلند، در حال رقم زدن فصلی تازه در مدیریت میدانی است.

نامش صادق فاتحی است. عنوانش ساده است: مدیر کل امور عشایر استان کهگیلویه وبویراحمد. اما آنچه او انجام میدهد، از جنس کار اداری نیست… بیشتر به یک خیزش شباهت دارد. یک نهضت خاموش توسعه در سکوت… بیادعا، بیهیاهو، بینشان از خودنمایی. اما پر از اثر.
در سرزمینی که در بعضی از مناطقش آفتاب بیرحم بر خاک گرم میتابد و باد داغ، خاکستر مشکلات را در چشم عشایر میپراکند، او بهجای گفتوگوهای بیپایان و وعدههای بیثمر، آستین بالا زده و با چهرهای آفتابسوخته، پای در دل زمین گذاشته است.
از نصب و توزیع پنلهای خورشیدی برای خانوارهای محروم گرفته تا آبرسانی به دورترین نقاط… از آسفالت و مرمت جاده های عشایری ..تا خرید و توزیع نهاده های دامی… هر کدام از اینها، نه یک خبر، که گامی استوار در مسیر زندهکردن امید در دل کسانی است که سالها به حاشیه رانده شده بودند.
اما فاتحی فقط یک مدیر نیست… او از جنس تلاش است. کسی که روزای تعطیل لذت در کنار خانواده بودن را با دیدار با عشایر عوض می کند…
فاتحی نگاهش علمی است، اما نه از آن نگاههای عقیم که در اتاقهای بسته تولید میشوند… نگاهی است آمیخته با خاک، با رنج، با گفتوگوهای بیواسطه با مردم. او جامعه را نه در نمودارها، که در چهرهی ترکخوردهی مردمش میبیند.
جامعه عشایری، خاصه در استان کهگیلویه وبویراحمد، ترکیبی پیچیده از سنت و زیست چابک است. زیستن در کوچ، تصمیمگیری در لحظه، مدیریت منابع در شرایط دشوار، و حفظ اصالت در برابر هجمهی مدرنیته. فاتحی در طول این چند ماه این معادله را فهمیده، رمز آن را خوانده، و حالا به جای گسستن این زنجیرهی فرهنگی، دارد آن را تقویت میکند. از انرژی پاک تا زیرساختهای پایدار، از احترام به آداب تا تقویت اقتصاد محلی، همه در کارنامهاش نقش بستهاند. بدون شعار، بدون رنگولعاب.
او جاده نمیسازد، راه باز میکند. برق نمیرساند، روشنی میآورد. آب نمیبرد، زندگی جاری میسازد. او مأموریت ندارد، رسالت دارد. مأمور با بودجه و بخشنامه کار میکند، اما رسالت با ایمان، با انگیزه، با غیرت. اینجاست که کار از سطح “وظیفه” عبور میکند و به “تعهد” میرسد… تعهد به انسان، به استان، به آینده.
وقتی برخی به دنبال تیتر شدن هستند، او فقط به فکر خدمت است. هر اقدامی که انجام میدهد، نه برای دیده شدن، بلکه برای آن است که دیگران دیده شوند. صدای بیصدایان را به صدا درمیآورد. نامی که بهجای بروکراسی، به رفاقت باور دارد… بهجای فاصله، به پیوند.
اما هر تحول میدانی، نیازمند پشتیبانی ساختاری است. مدیری میدانی، هرچقدر هم پرتلاش و توانمند باشد، بدون پشتوانهی سیاسیِ آگاه، نمیتواند مسیر توسعه را هموار کند. در این میان، نقش نمایندگان استان بهعنوان چهره های ملی ، برجسته و تعیینکننده بوده است.
آنها با درک دقیق از حدود و اختیارات قوای مختلف، بهجای ورود مستقیم و اعمال سلیقه، نقش خود را بهعنوان تسهیلگر قدرت ایفا کرده است: حمایت موثر، نظارت هوشمند، و دخالت نکردن در سازوکار اجرایی.
نمایندگان استان نهتنها با حمایت راهبردی از فاتحی، امکان تداوم پروژههای زیربنایی را فراهم ساخته، بلکه با پرهیز از رفتارهای مداخلهگرانهای که در بسیاری از سطوح بالادستی شایع است، فضای امنی برای خلاقیت و ابتکار در بدنهی اجرایی فراهم کرده است. در مدلی که او ترسیم کرده، نماینده، نه مانعِ توسعه، بلکه شتابدهندهی آن است… نه ناظرِ صرف، بلکه نهاد مکملی است که صدای میدانی مدیران را به ساختار کلان تصمیمگیری کشور پیوند میزند.
این الگوی رابطه میان “نماینده گان مردم” و “مدیر محلی”، نمونهای موفق از همافزایی قدرت تقنینی و اجرایی است… جایی که سرمایهی سیاسی با عقلانیت توأم شده و در خدمت توسعه قرار گرفته است
امروز، نام صادق فاتحی بر زبان هزاران عشایری جاری است. در جادهای که حالا صاف شده، در پنلی که برق خانهای را روشن کرده، در تانکری که تشنگی را برده، در لبخند کودکی که اولینبار شب را با نور گذرانده است…
برچسب ها :روشن خبر ، صادق فاتحی ، مدیر کل امور عشایر استان کهگیلویه وبویراحمد ، نمایندگان استان نهتنها با حمایت راهبردی از فاتحی، امکان تداوم پروژههای زیربنایی را فراهم ساخته، بلکه با پرهیز از رفتارهای مداخلهگرانهای که در بسیاری از سطوح بالادستی شایع است،
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰