39068
۱۳/۱۱/۹۶
۱۹:۳۶

یادداشت استاد ادبیات برای مکتب ادبی مقاومت؛

هویت ظلم ستیزی انقلاب اسلامی در دوره معاصر، خاستگاه ادبیات پایداری است

ما معتقدیم در دوره معاصر، خاستگاه این مکتب ادبی، ایران است از آن رو که هویت ظلم ستیزی انقلاب اسلامی با جنبش های استکبارستیز دیگر ملت ها پیوند عمیقی برقرار کرده است.

به گزارش روشن خبر، دکتر سید احمد ذبیحی، عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی استان گیلان در یادداشتی در مورد ادبیات پایداری بعد از انقلاب اسلامی ایران نوشت:

 

در یکصدسال اخیر و بخصوص دهه های اخیر در تبیین و توصیف بنمایه ادبیات مقاومت بسیاری از بزرگان فن، سخن گفته اند؛ در این یادداشت کوتاه ضمن توضیح مطلب به بعضی نکات اشاره می شود .

ادبیات مقاومت، ادبیات انسان آزادیخواهی است که می خواهد ندای محرومین، مستضعفین و مظلومین را به گوش جهانیان برساند. ادبیات مقاومت رجعت انسان آزادیخواه به فطرت پاک خویش است.  انسان موجودی عدالتخواه و آرمان گراست. ادبیات مقاومت ادبیات عدالت خواهی و آرمان گرایی است. هیچ مکتب ادبی به اندازه ادبیات پایداری به از جان گذشتگی و ایثار در راه فضایل اخلاقی توجه نشان نداده است. از این رو در تعریف ادبیات مقاومت باید به عنصر پایدار وجود انسان که ستیز دائمی خیر و شر، حق و باطل و خدا و شیطان است اهمیت داد. در ادبیات مقاومت شعار و خیال پردازی راهی ندارد ولی عاطفه و احساس با عقل باطنی پیوندی ناگسستنی دارند.

 

مهمترین عناصر متمایز کننده یک اثر ادبی در مکتب مقاومت ظلم ستیزی، عدالتخواهی، آزادگی و حق طلبی است. به طور کلی ادبیات مقاومت، ادبیات انقلابی و بی مرز و نژاد و رنگ و زبان است. ادبیات مکتب مقاومت متعلق به همه ادیان و زبانها و انسانها در طول تاریخ است و هر چقدر معارف الهی انسان گسترش پیدا می کند و فطرت پاک بشری بیدارتر می شود به طور طبیعی ادبیات مقاومت نیز جهانی و فراگیرتر می شود.

 

ما معتقدیم در دوره معاصر، خاستگاه این مکتب ادبی، ایران است از آن رو که هویت ظلم ستیزی انقلاب اسلامی با جنبش های استکبارستیز دیگر ملت ها پیوند عمیقی برقرار کرده است. قرآن کریم و اسطوره های شهید در مکتب تشیع مهمترین منبع سرشار و فعال ادبیات مقاومت به حساب می آیند.

 

به عبارت دیگر مانیفست یا منشور مکتب ادبی مقاومت، وصیت نامه شهدای دفاع مقدس است. وصیت نامه شهدای مظلوم اما قهرمان انقلاب اسلامی، نفی خودکامگی و استبداد و اعتراض به قدرت طلبی و استکبار است. محور اصلی وصیت شهدا به همه نسلها، خداباوری و حفظ و ترویج ارزشهای انسانی و دفاع از مظلوم است. ادبیات مقاومت جهان شمول و فراگیر است.

 

چگونه ممکن است ادبیات حزب فاشیست هیتلر، حزب بعث صدام و وهابیت تکفیری داعش پرور سعودی را مکتب ادبی مقاومت خواند؟!!  ادبیات مقاومت، شعر حماسی مجاهدان فلسطینی در دفاع از انتفاضه مردم ستمدیده فلسطین و حزب الله لبنان و انصارالله یمن است. بنابراین مکتب ادبی مقاومت زیرزمینی و غیرقانونی نیست. ادبیات مقاومت از عنصر شرع و فطرت و اخلاق و وجدان بهره دارد؛ از مستکبران فرمان نمی گیرد که به فرمان آنان متوقف شود. چون چشمه می جوشد و از هر راهی صدای خود را به مخاطبانش در سراسر عالم می رساند.

البته در موضوع اینکه ادبیات مقاومت، نوع، گونه، سبک و یا مکتب است هنوز بحث ادامه دارد؛  اما اگر مجموعه سنت ‌ها، هنجارها، اندیشه ‌ها، نظریه ‌ها و ویژگی ‌هایی که به دلایل اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی  در ادبیات  نمود پیدا می کنند تعریف مکتب ادبی بدانیم درآن صورت باید ” مکتب ادبیات مقاومت ” را بپذیریم.

 

اگر در برابر این مکتب بزرگ ادبی با این همه آثار نظم و نثر که در سراسر جهان و ادبیات فارسی و به خصوص در دوره معاصر وجود دارد؛ مقاومت می شود، به دلیل هویت و شاخصه های ارزشی آن است. آنان که از فطرت خویش فاصله گرفته اند توانایی درک و ظرفیت جذب پیام مکتب ادبیات مقاومت را ندارند از این رو به دلایل واهی به بی توجهی و عناد با آن می پردازند.

 

انحصار زمان و مکان خاصی به مکتب مقاومت و پایداری هیچ لزومی ندارد. ادبیات پایداری در همه زمانها و مکانها از بعثت انبیا و تا پایان حیات انسان در کره خاکی ادامه خواهد داشت؛ اگر چه با فراز و فرودهای زیادی همراه باشد.

 

همانطور که در غرب نویسندگان و شاعرانی بوده اند که مرز زمان و نوع مکتب ادبی را درنوردیده اند و خود را مقید نساخته اند مانند “گوته” شاعر و نویسنده آلمانی که هم  آثارکلاسیک دارد و هم رمانتیسم ؛ منعی ندارد نویسنده و شاعراین مکتب به فراخور در مکاتب گوناگون اثر ارائه کند.

 

چنانچه بپذیریم آثارادبی زاییده اوضاع و تحولات فرهنگی و اجتماعی است؛ لازم نیست مکتب ادبی مقاومت را همچون بعضی از مکاتب ادبی غرب پیش از خلق اثر، محدود، تعیین و تعریف کنیم و آیندگان را در آن قالب خلاصه کنیم.

 

چه منعی دارد، آثاری که درگذشته در زبان ها و سرزمین های مختلف با عناصر ادبیات مقاومت سروده و یا نوشته شده است در این مکتب تعریف شود. دراین صورت آثار بسیاری را در روسیه و اروپا و آمریکا می توان در قالب مکتب ادبی مقاومت نام برد؛ مانند: “کلبه عمو تم” اثر “هریت بیچر استو” چاپ ۱۸۵۲م که جزو نامدارترین داستان های پایداری در آمریکا درمبارزه با برده داری و تبعیض نژادی محسوب می شود.

 

شاعران و نویسندگان گرانقدر بسیاری در ادبیات کلاسیک فارسی به رسالت و تعهد ادبیات توجه داشته اند. از جمله بخش هایی از شاهنامه فردوسی در دایره ادبیات مقاومت قرار می گیرد؛ اگر چه در نوع خود حماسه است. به عنوان نمونه داستان ضحاک و حتی تراژدی رستم و اسفندیاراز عناصر ادبیات پایداری برخوردار است. بعد از فردوسی، حکیم ناصر خسرو قبادیانی، بسامد بالایی از پیامهای ظلم ستیزی، عدالتخواهی و آزادگی دارد وحکیم نظامی در مخزن الاسرار در بیان تعهد شعر و شاعر می گوید:

پیش و پسی بست صفت کبریا

پس شعرا آمد و پیش انبیا

هر رطبی کز سر این خوان بود

آن نه سخن پاره‌ای از جان بود

چون سخنت شهد شد ارزان مکن

شهد سخن را مگس افشان مکن

تا نکند شرع تو را نامدار

نامزد شعر مشو زینهار

همچنین دردوره معاصر نویسندگان و شاعران بسیاری با باورهای دینی گاهی متفاوت از موثران مکتب مقاومت هستند؛ از جمله: ملک الشعرای بهار، فرخی یزدی ، عارف قزوینی ، نسیم شمال ، صادق چوبک، جلال آل احمد، دکتر علی شریعتی، طاهره صفار زاده، اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، محمود حکیمی، سپیده کاشانی، سیمین دخت وحیدی ، سلمان هراتی، قیصر امین پور، علیرضا قزوه، محمدرضا سرشار، سید مهدی شجاعی و…

 

نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که ادبیات مقاومت چه در دوره کلاسیک و چه در دوره معاصر به دلیل منابع غنی و ارزشمند و مابه ازاهای بسیار، نیازی به تقلید و اقتباس از دیگر متون ادبی جهان از جمله آمریکای لاتین نداشته است. اگر چه برخی با غفلت، داشته های خود را به نام بیگانگان می فروشند، ولی باید با افتخار گفت ادبیات مکتب مقاومت در جهان بخصوص پس از انقلاب مدیون بزرگان ادبی ایران است.

 

از نکاتی که در تبیین مکتب ادبیات مقاومت در دوره اخیر باید به آن توجه داشت این است که به دلیل گنج بودن دفاع مقدس، حوزه های تصویرسازی، شاعری و نویسندگی و بقیه عرصه های هنری همچنان موثر و با شکوه از آن الهام می گیرند و براستی دوره ۸ ساله پایداری رزمندگان اسلام در برابر مستکبران برای ۸۰ سال پایداری و عزت و استقلال ایران مطلب و مضمون دارد.

 

بنمایه های مهم مکتب ادبی مقاومت عبارت است از: وطن پرستی، اسطوره پروری، اعتراض، امید به آینده ، مبارزه و ظلم ستیزی، همبستگی ملی، ایثار و شهادت طلبی، و …

 

برخی از ویژگی های مکتب ادبی مقاومت پس از انقلاب به اختصار به این موارد می توان اشاره کرد:

قالب های دوبیتی، رباعی و غزل (غزل حماسی) و شعر نو بیشتر بکارگرفته شده است. نمادهای ناب، ترکیب ها و اصطلاحات تازه، آیات قرآن کریم و احادیث، مضامین و مفاهیم قرآنی ، مضامین عاشورایی و فرهنگ مهدوی، علوم اسلامی مانند: عرفان، فلسفه، کلام و فقه در سروده های مکتب ادبیات مقاومت بسیارگسترده تر از قبل  و هدفمند ادامه پیدا کرده است. نویسندگان در رمان و داستان؛ بیشتر به وقایع نگاری، خاطره نویسی، مصاحبه، گزارش و تاریخ شفاهی روی آورده اند.  به واقع هنرمندان ما برای کشف مسیر پر رمز و راز مکتب ادبیات مقاومت اولین گام های خود را با قوت برداشته اند و برای رسیدن به اوج قله نیاز به تلاش بیشتر و نقد و نقدپذیری هستند.

 

 

 

ارسال نظر